موتور پنهان جهش تورم در اقتصاد ایران / «نفت دیگر ملی نیست، حتی دولتی هم نیست» / ماشین اقتصاد ایران «چپ» کرده
امیرعباس آذرموند: در بخش نخست گفتگوی ما با همت قلیزاده، تحلیلگر اقتصاد انرژی، موضوعی که او آن را «کودتای نفتی ۱۳۸۶» مینامد، بررسی شد. قلیزاده توضیح داد که چگونه با اقدامات دولت نهم، قیمت نفت برای پالایشگاهها و پتروشیمیها بر اساس نرخ جهانی تعیین شد و این تصمیم باعث اوجگیری شتاب تورم در کشور شد که آثار آن پس از دو دهه همچنان در اقتصاد ایران مشهود است.

قلیزاده در بخش دوم مصاحبه خود با خبرآنلاین، ضمن تأکید بر اینکه نفت در ایران دیگر ملی نیست، گام اول برای خروج از بحران تورمی کنونی را خنثی کردن سیاستهای ۸ ساله دولتهای نهم و دهم و بازگرداندن قیمتگذاری انرژی به وضعیت پیش از سال ۸۶ دانست. به اعتقاد او، حجم قاچاق بنزین در کشور آنقدر زیاد نیست که در رسانهها مطرح میشود و هشدار داد که کشور در وضعیت خطرناک و دشواری قرار دارد و ضروری است هرچه سریعتر اقدامات اصلاحی آغاز شود.
از دیدگاه قلیزاده، اگر سیاستگذاری اقتصاد انرژی تغییر نمیکرد و کشور با همان رویکرد قبلی پیش میرفت، امروز قیمت هر دلار آمریکا حدود دو هزار تومان بود. او در مورد تورم در سال جاری و آینده پیشبینی کرد که در هر دو سال تورم سهرقمی خواهد بود و در سال ۱۴۰۶، تورم از سال ۱۴۰۵ نیز فراتر خواهد رفت.
مشروح بخش دوم این گفتگو را در ادامه میخوانید.
امروز میتوانیم بگوییم نفت ایران ملی است؟ نه تنها نفت ما ملی نیست، بلکه دولتی هم نیست.
پس نفت در اختیار کیست؟ در اختیار الیگارشها است و نظام جمهوری اسلامی باید آن را پس بگیرد و دولت به تنهایی این امکان را ندارد. ما در مجمع تشخیص مصلحت نظام ساعتها بحث کردیم و توانستیم ثابت کنیم که چگونه نقدینگی در زمانی که همه مردم خواب هستند، ایجاد میشود. صبح که بیدار میشویم، دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت از زیر زمین استخراج شده و با قیمت جهانی وارد اسناد میشود و بر اساس همین روند، وام از بانکها گرفته میشود. نقدینگی را چه کسی ایجاد میکند؟ میگویند بانک مرکزی، اما بانک مرکزی زیر فشار تورم و ارز است و هر کاری که باید کرده و حتی نظارتها را قوی کرده، اما نقدینگی بالا میرود، زیرا «بانک نامرئی نفت» ایجاد شده است. دولت نیز اسیر این وضعیت شده است. فریدمن گفته دولتها همه فاسدند، اما ما اقتصادهای دولتی موفق داریم، مثل کره جنوبی. بیشترین قانونگذاری را در اقتصاد، دولت آمریکا انجام میدهد. امروز دولت در مقابل تورم مانده است و توان افزایش حقوق کارمندان بیش از ۲۰ درصد را ندارد و قربانی تورم شده است.

اگر به بحث اندازه دولت هم بپردازم، حتی بچههای سر کوچه هم میگویند ژاپن به اندازه مدیران ما کارمند دارد، اما در عمل وقتی بررسی میکنیم، سرانه جمعیت کارمندان ایران و ژاپن یکسان است. در آمریکا و اروپا هم همینطور است. در فرانسه ۶ میلیون کارمند دارند و جمعیت کشور ۵۶ یا ۶۰ میلیون نفر است. به هر طریق و از هر زاویهای نگاه کنیم، دولت ایران کوچک است. حالا برخی میگویند حکومت بزرگ است، من هم این را نفی نمیکنم، اما حکومت، دولت نیست. دولت منظور قوه مجریه است، اما مردم کلانتری را دولت میدانند، شهرداری را میدانند، نظامیها را دولت میدانند، تأمین اجتماعی را میدانند و… این حکومت است. دولت به هر روی در کشور ما کوچک است. اگر ستاد اجرایی حضرت امام سرشار از ثروت باشند یا شستا سرشار از ثروت باشد یا بانکهای کشورمان صاحب ۵ تریلیون شوند، به درد ملت میخورد؟ نه، چون آنها مسئولیتی در قبال مردم ندارند و این دولت است که متعهد به مردم است. باید تأمین اجتماعی را ارتقا دهد و توان دفاعی را بالا ببرد. وظایف حاکمیت بر دوش دولت است، اما منابع درآمدی آن را گرفتند. مهمترین منبع درآمدی همین پالایشگاهها بود و سپس همین پتروشیمیها. دولت نه تنها کوچک است، به نظر ضعیف و ناتوان هم میآید. در کشور ما کوچکترین حلقه حاکمیتی، دولت است، یعنی همان قوه مجریه، اما در کشورهای دیگر اینطور نیست. دولت حتی نمیتواند از شهرداریها بپرسد چقدر شهر آسفالت شده، اما قیر رایگان را از دولت میگیرند. کارایی و بهرهوری دولت به حداقل رسیده است. کارمندان دولت ما ۱۰۰ دلار حقوق میگیرند. آینده اقتصاد ایران سافت پی سی نگرانکننده است و بیش از بمبهای دشمن، کشور را در معرض خطر قرار داده است. کودتای نفتی ۸۶ علیه اقتصاد ایران، کشور را از پا در میآورد.
یعنی باید در پی ملی کردن نفت باشیم؟ به بیان دیگر باید نفت را ملی کنیم. اینکه امروز مصدق را مسخره میکنند، بیانگر اهمیت این مسئله است. من فکر میکنم با این روندی که طی کردیم، در اصل دموکراسی را در کشور به حاشیه راندیم، زیرا همانطور که آقای حسین عظیمی گفتند، نمیشود از نفت حرف بزنیم و از دموکراسی نزنیم. ما آزادی مردم را با فاجعه نفتی ۸۶ از بین بردیم. تقویت دموکراسی و افزایش مشارکت مردم زمانی که ثروتهای نامشروع مردمی اینطور تقسیم شده، میبازیم و مکانیزم انتخابات هم دیگر یاریگر مردم نیست.
اوضاع واقعاً اینقدر بحرانی است؟ اوضاع واقعاً بحرانی است. مسئله نان و شرافت این مردم است. کارمند ماشینش خراب میشود و میرود، زیرا پول ندارد تعمیر کند. ما را فریب دادند. ترامپ در سخنرانی خودش گفت اگر من نیایم کمونیسم در آمریکا پیروز میشود و عین همین حرفها را به ما گفتند. هر حرفی میزنیم میگویند اینها کمونیست هستند. در کمونیسم و لیبرالیسم دزدی بد است. من از مسئولان کشور خواهش میکنم به موضوع تبدیل نفت ملی توجه کنند.
ما باید کاری کنیم که انسجام ملی شکل بگیرد و گام نخست افزایش انسجام این است که پدران شرمنده خانواده خود نباشند. با این تورم فعلی تا پایان سال اگر دلار ۳۰۰ هزار تومان شود، قیمت هر شانه تخممرغ به یک میلیون تومان خواهد رسید. قیمتها از پیشبینیهای ما سریعتر بالا میرود.
باید چه کار کنند؟ من پیشنهاداتی دادم. صحیحترین راه بازگشت به معادله پیش از ۸۶ است. یعنی برگردیم به راه ۱۰۰ ساله و نسبتاً موفق کشورمان. در اروپا هم امروز بحث دولتی کردن شرکتهای بزرگ در جریان است. من با اقتصاد رقابتی موافقم، اما اگر یک انسان هیکلی به یک بچه زور میگوید، من باید دخالت کنم، زیرا جان آن بچه در خطر است.
